سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

52

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

تنبيه در موردى كه جزء را بر كلّ اطلاق مىكنند لازم است كه جزء از اجزائى باشد كه اختصاص بيشترى به معناى كه از كلّ اراده شده داشته و نسبت به اجزاء ديگر ارتباطش به كلّ و وابستگى كل بان بيش از ساير اجزاء باشد مثل اطلاق [ يد ] يا [ اصبع ] بر جاسوس جايز نيست زيرا معناى مراد از آن ارتباطش با ايندو جزء بيشتر از ساير اجزاء نيست بخلاف [ عين ] زيرا مهمترين عضو و حساس‌ترين اجزاء براى جاسوس چشم اوست بطورى كه اگر اين جزء را نداشته باشد رأسا وظيفه و شغلى كه دارد منتفى مىشود و بعبارت مختصرتر : در اطلاق جزء بر كلّ شرط است جزء از اجزاء رئيسه باشد يعنى بانتفائش كلّ نيز منتفى گردد . ب : عكس آنچه مذكور شد يعنى ناميدن جزء باسم كلّ مانند : اطلاق اصابع ( انگشتان ) و استعمالش در انامل ( بند انگشتان ) چه آنكه روشن است بند انگشتان جزء اصابع است حال اطلاق اصابع بر آن از باب اطلاق كل بر جزء مىباشد چنانچه در فرموده حقتعالى آمده : يجعلون اصابعهم فى آذانهم ( انگشتان خويش را در گوشهايشان مىگذارند ) . واضح است تمام انگشت را نمىتوان در گوش نمود پس قطعا مقصود بند انگشت است و بدين ترتيب از نام اصابع جزء يعنى بند انگشت اراده شده .